زمان بندی و مروری بر مدل های زمانبندی  شامل 55 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  زمان بندی و مروری بر مدل های زمانبندی   می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

  مقدمه

هر چند در گذشته توجه کمتری نسبت به مسائل کارگاه باز شده اما به نظر می رسد، در سال­های اخیر، مسائل زمانبندی کارگاه باز مورد توجه محققان بسیاری قرار گرفته است. با این حال، مسائل کارگاه باز در مقایسه با  سایر مسائل زمانبندی سهم بسیار کمی از ادبیات موضوع را به خود اختصاص داده اند. تمامی کارهای انجام شده در حقیقت تلاشی برای در نظر گرفتن ویژگی ها و شرایط واقعی در حوزه مسائل زمانبندی بوده است. در این مقاله قصد داریم تا مسائل زمانبندی در محیط کارگاه باز را مورد بررسی قرار دهیم و برای حل آن از روش­های فرا ابتکاری استفاده نماییم. در ادامه مروری بر تعاریف اولیه مسائل زمانبندی کرده و همچنین مطالبی در مورد معیارها و محدودیت­های موجود در مسائل زمانبندی سیستم­های باز را مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهیم.

۱-۲   تعریف مربوط به زمانبندی

زمانبندی نوعی تصمیم­گیری است و فرآیندی است که در جریان برنامه زمانی تعیین می­شود. در واقع زمانبندی تخصیص منابع[۱] در طول زمان برای مجموعه ای از وظایف است. با توجه به این زاویه دید، بیشتر آموخته های ما در مورد زمانبندی را می توان در مورد تصمیم گیری های دیگر نیز به کار گرفت. زمانبندی مبحثی نظری است که مجموعه ای از اصول، مدل ها، روش ها و نتایج منطقی را در بر می گیرد و بینشی عمیق را در مورد برنامه تخصیص عملیات فراهم می آورد. زمانبندی به تخصیص منابع محدود به وظایف مورد انجام، در طی زمان می پردازد. زمانبندی فرآیند تصمیم گیری است که یک یا چند هدف بهینه سازی را شامل می شود. منابع و وظایف ممکن است صورت های مختلفی داشته باشند. منابع ممکن است ماشین ها در یک کارگاه، باند پرواز در یک فرودگاه، کارگردان در یک سایت ساخت وساز، واحدهای پردازش در محیط محاسباتی و غیره باشند. وظایف می توانند شامل یک عملیات فرآیند تولید، فرود یا بلند شدن در یک باند پرواز، مراحل مختلف موجود در یک پروژه ساخت، اجرای برنامه های کامپیوتری و غیره باشند. هر وظیفه می تواند سطوح اولویت متفاوتی داشته باشد مانند زودترین زمان ممکن برای شروع[۲] و یا بر اساس موعد تحویل و غیره. تابع هدف نیز می تواند به فرم های مختلفی باشد و یا در حالت دیگر، می تواند کمینه سازی تعداد کارهایی باشد که  زمان  اتمام  کارها[۳] برای آخرین وظیفه باشد و یا در حالت دیگر، می تواند کمینه سازی تعداد کارهایی باشد که زمان اتمام آن ها بعد از موعد تحویل است. زمانبندی یک فرآیند تصمیم گیری است که در اکثر سیستم های ساخت و تولید و محیط های پردازش اطلاعات موجود است. همچنین، زمانبندی در حمل و نقل، برنامه زمانی توزیع و سایر صنایع خدماتی دارای کاربرد می باشد ]۲،۳[.

اگر بخواهیم تعریف دیگری از زمانبندی ارائه کنیم که در برگیرنده زوایای دیگری باشد، این تعریف می تواند به این گونه بیان شود که زمانبندی عمل تعیین اولویت ها و یا مرتب نمودن فعالیت ها برای برآورده نمودن الزامات مشخص، محدودیت ها و یا اهداف است. از آنجایی که همچنان زمان یک منبع محدودکننده می باشد، ما نیاز داریم تا به طور خودآگاه یا ناخودآگاه فعالیت هایمان را برای بهره برداری بهینه از این منبع محدود زمانبندی کنیم. با توسعه صنعتی، مساله محدودیت منابع بحرانی تر شده است. در حال حاضر ماشین ها، نیروی کار، تسهیلات نیز علاوه بر زمان به عنوان منابع بحرانی در فعالیت های تولیدی و خدماتی شناخته می شوند. زمانبندی این منابع به افزایش کارایی و بهره برداری از ظرفیت، کاهش زمان مورد نیاز برای تکمیل کارها و نهایتا افزایش سوددهی یک سازمان می انجامد. زمانبندی موثر منابعی همچون ماشین و نیروی انسانی، در محیط به شدت رقابتی امروز الزامی است.

در بیشتر موارد، عمل زمانبندی کارها پس از حل برخی مسائل مربوط به برنامه ریزی اصولی مورد توجه قرار می گیرد. باید همواره این نکته را مد نظر داشت که تصمیمات مربوط به زمانبندی اهمیت کمتری نسبت به مجموعه وسیع تری از تصمیمات مدیریتی دارند. برای مثال، در حل مسائل مربوط به ساخت، مسائل اساسی مدیریتی مربوط به انتخاب محصولی که باید ساخته شود و تعیین میزان تولید هر محصول اولویت دارد. بعد از به کارگیری بررسی بازار و تحلیل های اقتصادی برای حل این گونه مسائل، برنامه ریزی  تکنولوژیکی بر روی این مساله که محصول چگونه باید ساخته شود متمرکز می شود. بعد از این که جواب این سوالات مربوط به برنامه ریزی داده شد و در دسترس بودن منابع نیز مورد بررسی قرار گرفت، آنگاه می توان به مسائل زمانبندی به طور مناسب توجه نمود. در واقع زمانبندی ابزاری است که استفاده از منابع در دسترس را بهینه می کند.

۱-۳ زمانبندی  از دیدگاهی دیگر

زمانبندی، تخصیص منابع درطول زمان برای مجموعه ای از وظایف است. این تعریف نسبتا کلی واژه، دو مفهوم مختلف دارد. اولا زمانبندی نوعی تصمیم گیری است و فرایندی است که در جریان آن برنامه زمانی را تعیین می کند. از این لحاظ بیشتر آموخته های ما در مورد زمانبندی را می توان در مورد تصمیم گیری های دیگر نیز بکار بست، لذا این مبحث ارزش علمی عام دارد. ثانیا زمانبندی مبحثی نظری است که مجموعه ای اصول، مدل ها، روش ها و نتایج منطقی را در برمی گیرد، که برای ما بینشی عمیق در مورد عمل زمانبندی به همراه دارد که می توان در مورد سایر نظریه ها به کار برد و بنابراین ارزش مفهومی عام دارد.

عناصر مهم مدلهای زمانبندی کارها و منابع اند. در نوشتار های مربوط به زمانبندی،  منابع نوعا بر حسب قابلیت های کمی و کیفی خود مشخص می شوند، به طوری که هر مدل نشان دهنده نوع و میزان هر منبع است. هر کار مشخص بر حسب اطلاعاتی از قبیل منبع مورد نیاز، مدت انجام آن کار، زمانی که انجام آن را  می توان شروع کرد و زمان تحویل توصیف می شود. به علاوه مجموعه ای از کارها بعضا می توان بر حسب محدودیت های تکنولوژیکی (روابط تقدمی) که در مورد عناصر متشکله آن صدق می کند بیان کرد [۱۷].

تئوری زمانبندی همچنین شامل شیوه های متنوع و مختلف است که در حل مسائل زمانبندی مفید واقع می شود. در واقع، حوزه زمانبندی به صورت نقطه کانونی ایجاد، بکارگیری و ارزیابی روش های ترکیبی ، شیوه های شبیه سازی، روش های شبکه ای و رویکرد های ابتکاری حل مسائل در آمده است. انتخاب شیوه مناسب به پیچیدگی مساله، طبیعت مدل و انتخاب معیار کارایی و عوامل دیگر بستگی دارد. در خیلی از حالات بهتر است چند شیوه به عنوان گزینه های مختلف برخورد به مساله در نظر گرفته شود. به همین دلیل نظریه زمانبندی شاید به همان اندازه که به امر بررسی روشها بپردازد به بررسی مدل ها نیز توجه دارد [۱۸].

برای رده بندی مدل های عمده زمانبندی لازم است ترکیب منابع و رفتار کارها مشخص شود. برای نمونه یک مدل ممکن است یک یا چند نوع منبع داشته باشد. اگر یک نوع منبع داشته باشد کارهای مربوطه احتمالا یک مرحله ای است، در حالی که اگر چند منبع داشته باشد کارها معمولا چند مرحله ای انجام می شود و در هر دو حالت منابع را می توان به صورت یک مجموعه واحد یا موازی در نظر گرفت. به علاوه، اگر مجموعه کارهای در دسترس برای زمانبندی در طول زمان تغییر نکند سیستم، ایستا نامیده می شود، در مقابل اگر یک کار جدید به مجموعه کارها در طول زمان افزده شود سیستم پویا نامیده می شود.

۱-۴ نظریه زمانبندی

نظریه زمانبندی اصولا با مدل های ریاضی سر وکار دارد و بین کار زمانبندی و توسعه مدل­های زمانبندی رابطه برقرار می نماید و به طور پیوسته آن ها را با مسائل نظری و عملی زمانبندی محک می زند.

در این زمینه دیدگاه نظری اغلب به صورت رویکردی کمی است و سعی آن، دست یافتن به ساختار مساله در قالب شکل فشرده ریاضی است. این رویکرد کمی با تفسیر اهداف تصمیم گیری در قالب یک تابع هدف صریح و بیان موانع تصمیم گیری به صورت محدودیت های صریح شروع می­شود. حل هر مسئله زمانبندی برابر پاسخگویی به این دو سوال است :

کدام منبع برای انجام هر وظیفه تخصیص داده خواهد شد ؟

هر وظیفه در چه وقت انجام خواهد شد ؟


جهت دانلود متن کامل تحقیق زمان بندی و مروری بر مدل های زمانبندی کلیک نمایید