تحقیق شعر طنز   شامل 37 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد شعر طنز می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

بخش اوّل: شعر طنز

۱-۱٫ کلّیات

طنز و علی­الخصوص شعر طنز از لطایف و ظرایف خاصّی برخوردار است. طنز، هجو، هزل و… گرچه دارای افتراقاتی هستند، امّا وجه اشتراکی، همچون لبخند آن­ها را به هم پیوند زده­ است. شوخی و خنده­ای که غالباً نه از سرِ بی­مسئولیتی و بی­خود شدن از خود پدید می­آید، بلکه عملی برآمده از تفکّری عمیق در دورن است. طنز ساختار­شکنی است و نویسنده در پیِ آن است تا با ایجاد یک فضای مبتنی بر تناقضات، سخن خود را بر پیکره­ی عقل و روح مخاطب حکّاکی کند.

گرچه برخی ریشه­هایی قوی برای طنز مرسوم فعلی که صبغه­ای اجتماعی به خود گرفته ­است، در ادبیّات کلاسیک ایران قائل نیستند، امّا به هر تقدیر نمی­توان از لطافت­ها و زبردستی­های طنّازانه­ی بزرگان ادبی همچون حافظ، سعدی، مولانا و … چشم­پوشی کرد. به نظر می­رسد که محقّقان بیشتر به دنبال طنز اجتماعی در آثار ادبی قدیم ایران هستند و کمتر به لطافت­های بیانِ شیوایِ شعرای حکیم ایران در تعلیم و تعلّم توجّه نموده­اند.

سراج­الدّین قمری آملی (میان ۵۵۰ تا ۶۲۵ هجری) که نمونه­ای از طنزپردازان گمنام، امّا موفق قرن ششم و هفتم هجری قمری است در مثنوی «کارنامه»­ی خود، علل گرایشش به دایره­ی طنز را اینگونه توجیه­ می‌کند: معلوم است که آدمیزاد را از عالم غیب که آن‌را امر می­گویند و از عالم شهادت که آن را خَلق می‌گویند، آفریدند. یکی عالم روح است و دیگری عالم جسم. چنانکه شاعر اشارت کرده­است و گفته: «ترا از دو عالم بر آورده­اند». هرچه در عالم جدّ است بیشتر از عالم نفسانی است و هر چه در عالم هزل است از نتایج جسم است و ابّهت مردم را از آن­که گاه­گاه طیران طبع بیشتر به سوی هزل باشد و بد نیست که گفته: «جد همه ساله خون مردم بخورد». و نیز به تجربه معلوم شد که مردم هزل را بیشتر خریداری می­کند که جدّ را، خاصه در این روزگار و اهتزاز و نشاطی که از هجو زایَد، بیشتر از آن است که از مدح خیزد. زیرا که اغلب مردم مستحقّ نکوهشند. چون مردم را هجو گویی «وضع الشیء فی موضعه» باشد و لذّت عبارت است از ادراک چیزی ملایم و موافق. پس چون هجوِ مردم گویی، حقّ به مستحقّ رسانیده­باشی و کسی که سامع بود چیزی موافق ادراک کرده باشد، لذّت خوشتر».  (فرجیان،۱۳۷۰، ص ۷۹۹)

از همین‌رو در این بخش، سعی داریم تا نگاهی بر پیشینه­ی طنز در ادبیّات ایران داشته ­باشیم و تعریفی جامع از مبنا و مفهوم طنز ارایه دهیم و از این طریق، به موضوع طنز در عصر مشروطه  بپردازیم.

۱-۲٫ تعریف طنز

طنز (Satire) یا حدّ اقل طنز اجتماعی در ادبیّات ایران، پدیده­ای ناآشنا به حساب نمی­آید و در آثار عبید زاکانی و حافظ، گونه­های مختلفی از آن دیده ­می­شود.

ارائه­ی تعریف دقیق، جامع و مانع برای طنز، چندان آسان به نظر نمی­رسد. این دشواری از یک طرف به علّت ماهیت، ساختار و کارکرد پیچیده­ی آن است و از طرف دیگر به مرزِ باریک و عموماً لغزنده­ی این مفهوم با مفاهیم مشابه آن همچون هزل، هجو، فکاهی و… مربوط می­شود. از سوی دیگر، تعیین معادل­های مناسب فارسی برای این حوزه­ی وسیع واژگانی، کار تعریف و تعیین چارچوب برای این مفهوم را با آشفتگی و سردرگمی روبه­رو ساخته­است. برای مثال، واژه­ی انگلیسی Satire در ترجمه­ی فارسی، معادل­های گوناگونی، همچون هجو، هزل و طنز را پذیرفته­است.

استعمال کلمه­ی طنز برای انتقادی که به صورت خنده­آور و مضحک بیان شود، در فارسی معاصر سابقه­ی طولانی ندارد. هر چند که طنز در تاریخ بیهقی و دیگر آثار قدیم زبان فارسی، به کار رفته­است، ولی استعمال وسیعی به معنی فعلی کلمه و یا بهتر بگوئیم معنی Satire اروپایی نداشته ­است. کلمه­ی Satire که از زبان یونانی می­آید، در اکثر زبان­های اروپایی معنای واحدی دارد و اصولاً به آثار طنز­آمیز و انتقادی اطلاق می­شود. در فارسی، عربی و ترکی، کلمه­ی واحدی که دقیقاً این معنی را در هر سه زبان برساند، وجود نداشته ­است. سابقاً در فارسی، «هجو» به کار برده­ می­شد که بیشتر جنبه­ی انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبه­ی غیرمستقیم و طنز­آمیز بودن «ساتیر» را دارا نیست و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. هجو ضدّ مدح است و اصولاً صراحت لفظی که در آن است، نمی­تواند نظیر لحن طنز­آمیزِ «ساتیر» باشد. در فارسی «هزل» را نیز به کار برده­اند که ضدّ «جدّ» است و بیشتر جنبه­ی مزاح و مطایبه دارد. (جوادی، ۱۳۸۴، ص ۱۱) سعدی می­گوید:

به مزاحت نگفتم این گفتار
هزل بگذار و جدّ از او بردار

به تعبیر آرین­پور آن نوع ادبی که در زبان غربی Satire نامیده­ می­شود و در فارسی طنز اصطلاح شده است، عبارت از روش ویژه­ای در نویسندگی است که ضمن دادن تصویری هجو­آمیز از جهات زشت و منفی و ناجور زندگی، معایب و مفاسد جامعه و حقایق تلخ اجتماعی را به صورت اغراق­آمیز، یعنی زشت­تر و بد ترکیب­تر از آنچه هست، نمایش می­دهد تا صفات و مشخّصات آن­ها روشن­تر و نماین­تر جلوه کند و تضادّ عمیق وضع موجود، با اندیشه­ی یک زندگی عالی آشکار گردد. بدین ترتیب قلم طنزنویس با هر چه که مرده و کهنه و واپس مانده­است و با هر چه که زندگی را از ترقّی و پیشرفت باز می­دارد، بی­گذشت و اغماض مبارزه­می­کند. (آرین­پور، ۱۳۸۷، ص ۳۶)


جهت دانلود متن کامل تحقیق شعر طنز  کلیک نمایید