تحقیق رابطه فرهنگ و پوشش  شامل 30 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  رابطه فرهنگ و پوشش می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

این مقاله با عنوان فرهنگ و پوشش شامل دو بخش است در بخش اول به رابطه فرهنگ و پوشش خواهیم پرداخت. لباس یکی از مؤلفه‌های مهم فرهنگی هر جامعه است که به نوعی با ارزش‌های حاکم بر آن نیز گره خورده است و به عنوان یک ابزار مهم برای شناخت فرهنگ‌ها و نیز تمایز میان ملل مختلف و حتی نفوذ در ساختار فرهنگی و ارزشی جوامع بکار گرفته می‌شود.

پوشش و لباس از سویی تابعی از فرهنگ است و از سوی دیگر خود به عنوان نماد فرهنگ و ارزش‌های خاص هر جامعه و فرهنگ به شمار می‌رود. پوشش یکی از زیربخش‌های نظام فرهنگی است که هر چند با نظام‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پیوند خورده است اما پیش از هر چیز و از اولین و برجسته‌ترین نقش‌های آن نقش و زمینه فرهنگی آن است. به عبارتی هر چند پوشش در آغاز شکل‌گیری اجتماعات بشری نقش حفاظتی داشته، اما با توسعه فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی زمینه و نقش فرهنگی آن برجسته و نمادین شده است.

در بخش دوم این مقاله نیز پوشش را از منظر فرهنگ اسلامی مورد مطالعه قرار خواهیم داد. چنان‌که گفتیم لباس یکی از مؤلفه‌های فرهنگی جامعه است که با ارزش‌های حاکم بر آن گره خورده است. بر این اساس و از آنجا که لباس و پوشش در جامعه ما بیشتر متأثر از نظام ارزش‌های دینی است، می‌کوشیم پوشش را از منظر ارزش‌های اسلامی مورد بحث قرار دهیم.

۲-۱-  فرهنگ

۱-۱-۲- ضرورت تعریف فرهنگ

بحث در مورد تعریف فرهنگ از دو جهت حائز اهمیت است. اول اینکه پوشش و لباس در هر جامعه با فرهنگ پیوندی ناگسستنی دارد و چنانکه خواهیم گفت رابطه پوشش جامعه و فرهنگ آن رابطه‌ای دو سویه است و بدون تعریف فرهنگ و شناخت سطوح و اجزای آن نمی‌توان رابطه پوشش و فرهنگ را به خوبی درک نمود. علاوه بر آن عامل دیگری که تعریف فرهنگ را ضروری می‌سازد تأثیر تعریف فرهنگ بر حوزه سیاستگذاری و خط‌مشی‌گذاری است. در واقع با توجه به تنوع و تکثر دیدگاه‌ها در حوزه بنیادین فرهنگ، نوع تعریف از فرهنگ است که تا حدود زیادی چارچوب سیاستگذاری فرهنگی را مشخص می‌کند. امروزه کشورهای مختلف در تلاشند تا با ارائه تعاریف ملی از فرهنگ نوع نگاه خود به حوزه فرهنگ را سامان داده و چارچوب متمایزی برای خط‌مشی‌گذاری فرهنگی برای خود فراهم آورند. این تعاریف خود ملهم و منتج از نظام‌های فکری و ارزشی کلان جامعه می‌باشد. تعاریف ملی از فرهنگ به دنبال آن است تا نظام ارزشی جامعه در حوزه خط‌مشی‌گذاری فرهنگی نیز امتداد یابد.

فیاض (۱۳۷۳) با تأکید بر ضرورت توجه به موضوع تعریف فرهنگ، نشان می‌دهد که چگونگی تعریف فرهنگ کاملاً بر حوزه خط‌مشی‌گذاری حاکم بوده و بر آن تأثیرگذار است. وی در ادامه با اتخاذ رویکرد مردم‌شناختی پنج دسته کلان از تعاریف فرهنگ (که هر کدام نتایج سیاستگذارانه متفاوتی دارند) ارائه می‌دهد که عبارتند از: ۱- دیدگاه مارکسیستی یا تضادگرایانه، ۲- دیدگاه تکامل‌گرایانه، ۳- دیدگاه ساختی، ۴- دیدگاه کارکردگرایی و ۵- دیدگاه عوام‌گرایی فرهنگی. در این راستا به عنوان مثال در دیدگاه اول فرهنگ روبنایی است که روابط اقتصادی آن را تعیین می‌کند، خط‌مشی‌گذاری فرهنگی مبتنی بر برنامه‌ریزی اقتصادی بوده و رویکردی مکانیکی به فرهنگ به دنبال دارد.

۲-۱-۲- درآمدی بر مفهوم فرهنگ

واژه فرهنگ به معنایی که امروزه به کار می‌رود حاصل یک تحول تاریخی است و فرهنگ در هر زبان تحولی خاص را پیموده است که تنها با توجه به سرنوشت این واژه در هر مورد قابل درک است. «تاریخ مفهوم فرهنگ چنانکه امروز در علم بکار می‌رود داستان پدید آمدن یک مفهوم تازه است از میان فحواهای گوناگون یک واژه موجود که اندک اندک از آن بیرون کشیده شده است»(آشوری، ۱۳۵۹: ۱۵) واژه فرهنگ در فارسی مرکب از دو جزء «فر» و «هنگ» است. «فر» پیشوند و به معنای جلو، بالا، بر، پیش و «هنگ» از ریشه باستانی و به معنی کشیدن و سنگین وزن می‌باشد. این واژه مرکب در ادبیات فارسی برای معانی گوناگونی چون علم و دانش، فنون و حرفه‌ها، هنر و مانند آن بکار رفته است که با معانی برخاسته از ریشه کلمه متفاوت است.

واژه فرهنگ نخستین بار در زبان‌های اروپایی به کار رفت. واژه  culture نخستین بار پس از سال ۱۷۵۰ میلادی و در زبان آلمانی بکار رفته است. فرهنگ در زبان‌های اروپایی نخست به معنای پروراندن و کشت و کار و تولید در عرصه کشاورزی و باغداری و مانند آن به کار رفته است. بعدها و در اوایل قرن ۱۶ میلادی، همراه با تحولاتی که در اروپای بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی حاصل شد تغییراتی پیدا کرد و مفاهیمی مانند بهسازی و پیشرفت و رشد و ترقی و تکامل و خردگرایی و روشنگری جایگزین آن شد. «در زبان‌های رومانسی و انگلیسی در ابتدا واژه civilization به جای culture استفاده کرده و از آن معانی پرورش، بهسازی، تهذیب یا پیشرفت اجتماعی را اراده می‌کردند.» (آشوری، ۱۳۵۹: ۱۶)

مقوله و مفهوم فرهنگ یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در زندگی اجتماعی انسان‌هاست و نمی‌توان حد و حدود مشخصی برای کاربرد این مفهوم قائل شد. چنان که امروزه تعاریف و ویژگی‌های مختلفی از این مفهوم ارائه شده است که با توجه به جهان‌بینی‌ها، ارزش‌ها، ایدئولوژی‌ها و نوع استفاده و کاربرد مورد نظر، این مفهوم را تعریف و طبقه‌بندی می‌کنند و عمدتاً ابعاد جامعه‌شناسانه، مردم‌شناسانه و روانشناسانه آن در نظر گرفته می‌شود.

در سده‌های اخیر فرهنگ در جامعه ما نیز نوسانات زیادی داشته است انتخاب فرهنگ به جای واژه معارف، سپس انتخاب واژه آموزش و پرورش به جای آن و همراهی و معیت آن با هنر، علوم، آموزش عالی، ارشاد و امثال آن مؤید این امر است. از سوی دیگر استعمال واژه فرهنگ در متون قدیمی زبان و ادبیات و همچنین متون روایی و اسلامی نشانگر وجه دینی و معنوی و الهی و اخلاق و تربیت مبتنی بر آن بوده است. این نقطه تفاوت معنی فرهنگ در ادبیات جامعه ایران با معنی فرهنگ در تلقی شایع آن پس از رنسانس است. (رفیع، ۱۳۷۴: ۲۶۳ و ۲۷۹)

۳-۱-۲- تعریف فرهنگ

فرهنگ واژه گسترده‌ای است که بحث‌های بسیار زیادی پیرامون تعریف آن میان صاحب‌نظران و پژوهشگران حیطه مطالعات فرهنگی وجود دارد. «پهلوان»، در کتاب «فرهنگ و تمدن» فراهم آوردن تعریفی واحد از فرهنگ را نه تنها کاری دشوار که غیرممکن می‌شمارد و اظهار می‌کند که «کلاکون»[۱] و «کروبر»[۲] در تلاشی برای جمع آوری تعاریف فرهنگ تا نیمه قرن بیستم حدود ۱۶۴ تعریف از این مفهوم ارائه داده‌اند(پهلوان، ۱۳۸۸: ۶۸). این تعاریف پس از گذشت ۵۰ سال به حدود سه برابر افزایش پیدا کرده است که خود نشانگر افزایش استفاده از فرهنگ در دوره جدید است.


جهت دانلود متن کامل تحقیق رابطه فرهنگ و پوشش کلیک نمایید